خانه ی بازی
آخرین یکشنبه سال رو با خاله اعظم تصمیم گرفتیم شماها رو ببریم خانه بازی محمد و فاطمه کلی شن بازی کردن و کلی شن خوردن... ولی شما فقط به من چسبیده بودی و سوار هر وسیله که میشدی میخواستی بیای پایین. ...






